قناری
چشم من بیا

چشم من بیا منو یاری بکن                    گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیره گریه مگه کاری میشه کرد              کاری از ما نمی آد یاری بکن

اون که رفته دیگه هیچوقت نمی آد           تا قیامت دل من گریه می خواد

هرچی دریا رو زمین داره خدا                 با تمومه ابرهای آسمونا

کاشکی می داد همه رو به چشم من         تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچوقت نمی آد           تا قیامت دل من گریه می خواد

قصه ی گذشته های خوبه من                خیلی زود مثله یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بزارم                  تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیچ کی مثل من غم نداره                 مثل من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه                     چرا چشمم اشکشو کم می آره

 خورشید روشن مارو دزدیدن                زیره اون ابرهای سنگی کشیدن

همه جا رنگه سیاهه ماتمه                   فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچوقت نمی آد         تا قیامت دل من گریه می خواد

سرنوشت چشاش پره نمی بینه             زخمه خنجرش می مونه تو سینه

لب بسته سینه ی غرقه به خون            قصه ی موندن آدم همینه

اون که رفته دیگه هیچوقت نمی آد        تا قیامت دل من گریه می خواد

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٧ - قناری زرد

قناري


منم تنها ترين تنهاي دنيا
تويي زيبا ترين زيباي دنيا
منم مثل اميد يك قناري
قراري بر دل هر بي قراري
منم يلداي بي پايان عاشق
تو بودي مرحم درد شقايق
تويي ساكت تر از پژواك شبنم
به روي برگ گلها خواب نم نم
منم آن لهجه لبريز از درد
نگاه تو نبود هرگزم سرد
تويي لالايي خواب خوش آواز
نگاهم را ببين در شوق پرواز
منم آن پسر لبريز از مهر
كه جادوي نگاهت كرده اش سحر
نگاهت را پرستم اي نگارم
فداي تار مويت هرچه دارم

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - قناری زرد

راز عاشقی...

هـــــــــمه می گن عاشقی واسه يه لــــحظه ست
 
اما من خوب می دونم اين عاشقی پر از ستاره ست
 
ايــــــــن همه نقــــش کبـــــوتر روی قــــالی دلامون
 
چــــــند تا اشـــک عـــاشقونه واسه مرهم چشامون
 
می گه دل بـــــــرای عشقش صد هــــزار بهونه داره
 
تـــــوی حـــنجره صـــــــــدای درد عـــــــاشقونه داره
 
صــــــدای هق هق عاشق مث ساز يک تـــرانه ست
 
پشت پنجره يه بغض بی صـــدا و بی نشـــــونه ست
 
آره عاشــــقی يـــــه جرم واســـه مــــــوندن و نرفتن
 
رســـــــــم عــــــاشقی يـــــــه راز مث پرواز و پريدن

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٦ - قناری زرد

یا مقلب القلوب والابصار

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

   

 برآمد باد صبح و بوی نوروز              به  کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال       مبارک بادت این روز وهمه روز

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥ - قناری زرد

• زیباترین عید در جهان: نوروز

دو روز ديگر عيد می‌رسد  

هميشه دلم شور می‌زند؛

هميشه همين اضطراب من

ترقه‌ی ناگاه می‌شود

كه می‌تركد روی خواب من  

چه می‌شود آيا، چه می‌شود؟

به هر كس و هر جا كه می‌رسم

هميشه همين پرسش من است

نمی‌رسد امّا جواب من  

مضرّتِ ذرات را بگو

كه قدرت تخريب تا كجاست

تصور اين آخرالزمان

گذشته ز حدِ نصاب من 

نشانه‌ی ويرانی دو شهر

به روی دلم مانده چون دو زخم

گواهْ به جنگ و جنون بس است

همين دل و اين التهاب من  

گشودن دالان به زير خاك

كُنام و نهان‌گاهِ اژدهاست

ز خوفه‌ی او تيره می‌شود

زمين پر از آفتاب من  

خدا اگر از هسته‌ی نبات

خراب جهان را درست كرد

بشر كند از هسته‌ی جماد

درستِ جهان را خرابِ من  

دو روز ديگر عيد می‌رسد

بگو كه دلم شكوه كم كند

مگر بخندم به هر چه هست

مگر بكاهد عذاب من  

مگر برسانم به اهل دل

سُرود و درود و خجسته باد!

مگر كه بنوشند تشنگان

ز شعر روان‌تر ز آب من  

هميشه دلم شور می‌زند

اگر چه بگويد رفيق شوخ

كه نغمه‌ی ماهور بايدش

ز چنگ من و از رباب من ...

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٥ - قناری زرد

چهارشنبه سوري

 چهارشنبه سوري

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد. مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد. اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.""برای ما سال
۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم.""بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است 

مراسم چهارشنبه سوري  

بوته افروزي 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد. 


مراسم كوزه شكني

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.   همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

فال گوش نشيني

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

   قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

آش چهارشنبه سوري 

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.  گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند

مراسم ديگري مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد

   تحريف آيين چهارشنبه سوري 

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥ - قناری زرد

تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه

میون این همه فریب تو این همه حیله دیگه

                                       تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه

 تا اطلاع ثانوی نه حرف دارم نه حنجره

 عشقمو زندون می کنم پشته هزارتا پنجره

نگاهمو پس می گیرم جلوش یه دیوار می زنم

جمله دوست دارم رو گنج دلم جا می زارم

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳ اسفند ،۱۳۸٥ - قناری زرد

آغاز سخن

یار عزيزم, امروز كه عشق را مي نويسم, نمي دانم چرا با تو سخن آغاز كردم ؟ اينها همه پرسش هاييست كه من پاسخي براي هيچ يك از آنها ندارم و هنگامي كه پافشاري بيشتري از خود نشان مي دهند, در پاسخ لبخندي مي زنم يا اشكي در چشمم حلقه مي زند. مي خواهم شكوه كنم, اما مثل اينست كه كلمات بر روي لب هايم مي سوزند و دود مي شوند...هزاران غم در وجودم شكوه مي كند, كدام را مي توان بر قلم آورد ؟.....
پيش از تو در دل من چيزي جز ناميدي نبود, در درون من شبي سياه كمين كرده بود, شبي بي ستاره, شبي همچون آيندهاي بي اميد, فقط بوسه هاي تو بود كه به من اميد داد, تو به يادم آوردي كه زنده ام, و با تو پي بردم كه در سينه? من هم قلبي مي تپد كه نوايي دل انگيز دارد........اگر شبهايم را در گيسوان تو مي ريختم, اگر بامداد روشن را در لبخند تو مي ديدم, اگر تنها تو را داشتم و نه هيچكس ديگري را, اگر اين گرگهاي گرسنه دست به دست هم نمي دادند تا تو را از من بگيرند, چقدر خوشبخت بودم. هرگاه تو را به ياد مي آورم, گذشته را گريان, حال را مشوش و آينده را مي بينم كه از وراي آسمانها به من لبخند مي زند.
امروز مي خواهم با خداي بزرگ راز و نياز كنم. كاش خداي من همان بود كه در كودكي مي شناختم, همان خداوندي كه هم دم شبها و هم صحبت روزها و دم ساز تنهاييم بود, كوچك و مهربان و من فقط يكي دو بار او را مي ديدم.......خدايا خدايا, كاش هرگاه پاي عشق در ميان مي آمد, سر گرگ هايي كه كاميابي را مي درند از تنشان جدا مي شد, كاش هرگاه پاي عشق در ميان مي آمد, هرچه سنت فرسوده است از ميان بر مي خواست, همچنانكه هرگاه خورشيد بتابد هر پرتو ديگري از روشني باز مي ماند. خوشا به حال نسيم, چه آزادند نسيم هاي بامدادي كه به هر گلي مي خزند و گيسوان زيباترين ها را نوازش مي كنند.
امروز كه اين نامه را مي خواني, من به خواهش دل رسيده و با آفتاب از اين دنيا رفته ام. دلم مي خواهد اگر مردم از خوبان جز من كسي در فكر تو نماند. آرزو دارم آتش عشق مرا با پر و بال شعر در جهان سر بدهي و دلهاي تاريك را روشن كني تا عشاق بدانند كه در سوختن لذتيست كه در كاميابي نيست.
خدايا خدايا نفرين تو بر كساني كه دستهاي خود را به خون انسانهايي آلوده كرده اند كه فقط جرمشان عاشقي بوده. اي كساني كه در راه عشق مغلوب گرگهاي گرسنه گشته ايد, اي كساني كه در راه عشق گرفتار ضربات تازيانه گشته ايد و جان خود را از دست داده ايد, اين را بدانيد كه با وجود طوفان هاي شديد, زندگي در درختان جاريست. و تو اي شاهد زخمهاي عاشقان, بيهوده بر مرگ آنها گريه مكن, زيرا آنانكه با عشق مي ميرند, هرگز نمرده اند...............


 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٥ - قناری زرد

چند تا ضد حال جديد

تا حلا فكر كرديد كه ضدحال يعني چي ؟!!! مطلب زيرو بخونيد تا بفهميد چه ضد حالايي ميتونه وجود داشته باشه .... Top Mail Sebder

 ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری وصل نشی
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو
ضدحال يعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی
ضدحال يعنی دوست دخترتو بيرون با يه پسر ديگه ببينن
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد 9879795434565479797 94654687 تومن...!!

ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه
ضدحال يعنی با 9.75  افتادن

ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد

ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه ۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق

ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان یا بابا بياد تو
ضدحال يعنی هیستوری رو پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه
ضدحال يعنی نفر ۱1کنکور شدن
ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف
ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس
ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند
ضدحال يعنی پژو آر- دی

ضدحال يعنی فیلم ژاپنی

ضدحال یعنی عشق یه طرفه
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه
ضدحال یعنی با دوست دخترت بری کافی شاپ دخترخالتو ببینی
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه

ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی

ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥ - قناری زرد